آیه های عشق
آنان که زبان عشق را می دانند ××× لب بسته سرود عاشقی می خوانند
امروز براي شهدا وقت نداريم
اي داغ دل لاله تو را وقت نداريم
با حضرت شيطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداريم
هرچند كه خوب است شهيدانه بميريم
خوب است ولي حيف كه ما وقت نداريم
...
سه ماه قبل از شهادت شهيد صياد شيرازي، در ايام ماه مبارك رمضان در عالم خواب ديدم ايشان آمدند در منطقة عمومي طلائيه كه ما مشغول ساخت يك حسينيه در جوار شهداي گمنام بخاك سپرده شده در آنجا بوديم . در دست ايشان يك پارچه سفيد بود كه با خط سرخ بسيار زيبايي در آن زيارت عاشورا نوشته شده بود و اين شهيد بزرگوار آن را به ما هديه کرد.
وقتي بيدار شدم در ذهنم اينگونه آمد كه ايشان قصد دارند كمكي به ساخت اين حسينيه به ما برسانند. سه روز بعد ايشان را در مسير نماز ديدم، فردي كه هميشه مقيد به نماز اول وقت و جماعت بود، خدمتشان عرض كردم كه «امير، من يك خوابي را ديدم، نمي دانم تعبيرش چيست؟ و نمي دانم شما براي حسينيه چه كمكي ميخواهيد بكنيد؟»
رفتم در اين فضا كه حتماً يك كمك مادي از ايشان بگيريم، ايشان در جواب به بنده با خنده گفتند «مگر اينكه از اين خوابها براي من ببينيد ولي انشاءا... خير است.»
اما سه ماه بعد، فهميدم که حکمت اين زيارت عاشوراي سرخ چيست؟ درست روز شهادت ايشان، مصادف شد با روز افتتاح حسينيه طلائيه، همان روزي كه مسئولين استان خوزستان تشريف آورده بودند اين حسينيه را افتتاح كنند . در آن مراسم خبر شهادت اين شهيد بزرگوار را با ماجراي پارچه سفيد منقش به زيارت عاشورا، به حاضرين اعلام كرديم كه همگي متأثر شدند. آنجا به دوستان گفتم كه اگرچه شهيد صياد در ظاهر به حسينيه طلائيه چيزي نداد اما در واقع خون سرخش را براي امام حسين(ع) خرج کرد، و ما خون ايشان را در قالب زيارت عاشورا به خط سرخ ديديم كه براي ما تجلي كرد.

پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید صیاد شیرازی
در فکه کاری ناتمام داشت که می باید انجامش می داد. صدای بچه های گردان کمیل را می شنید که همت را صدا می زدند «حاجی، سلام ما را به امام برسان. بگو عاشورایی جنگیدیم.» و گریه ی همت را که ملتمسانه سوگندشان می داد « تو را به خدا تماستان را قطع نکنید. با من حرف بزنید، حرف بزنید.»
کریم نجوا را می دید که از کنار بچه ها می دوید و می خندید: «بچه ها! دیر و زود دارده، اما سوخت و سوز نداره».... یکی می افتاد، یکی بلند می شد. یک آب می خواست، زمین تشنه بود، آسمان تشنه بود، فریاد عطش کران تا کران را در بر می گیرد... و سید داشت برنامه ی عاشوراییش را می ساخت...

20 فروردین سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی بر تمام ره پویان طریق حقیقت تعزیت باد.
و نهاد
بخشی از جمله که درباره آن
خبری می شنویم
مثل این جمله:
شهید
رود سرخی است که تا ابدیت
جاری است
...

